اینترنت همچون دریاست ، سرشار از داشته های آموزنده ، که هر روز بر دارایی آن افزوده می گردد . حکیم ارد بزرگ
مراسم سوگواری درگذشتگانمان را، تنها یک روز و کوتاه برگزار کنیم. حکیم ارد بزرگ
قرار نیست با مرگ دیگران ما هم بمیریم و یا زندگی مان را به نکبت بکشیم ، زندگی را با ارزش بدانیم و برای بالندگی و شادی کوشش کنیم . حکیم ارد بزرگ
جملات آموزنده
بزرگداشت ، در هر کجا می تواند باشد از خانه تا کارخانه ، از دبستان تا دانشگاه و از روستا تا شهر . حکیم ارد بزرگ
عکس حکیم ارد بزرگ
اندیشه پروازگر است ، جایی فرودش آوریم ، که مهربانی و شادی خانه دارد . حکیم ارد بزرگ
آنچه رخ داده را باید پذیرفت ، اما آنچه را روی نداده ، می توان به خواست خویش بنا نمود . حکیم ارد بزرگ
در زندگی همواره سپاسگزار نیکی ها و خوبی های دیگران باشیم . حکیم ارد بزرگ
.....................................//////////////////////////.............................../////////////////////.................
پسری که در پی ازدواج است ، خود را درگیر دوستی های خیابانی نمی کند . حکیم ارد بزرگ
زاد روز بستگان و دوستان خویش را از یاد نبرید ، دلشان را با درودی شاد و امیدوار سازید ، تا زندگی شان درازتر گردد . حکیم ارد بزرگ
به ارد می گویند با ارزشترین چیزی که داریم چیست ؟ می گویم : زمان . باز می پرسند و آن کجاست و چه شد ؟ می گویم : آن را به پای معشوق خویش ریختیم و می ریزیم . حکیم ارد بزرگ
کوشش کنیم ، زندگی زناشویی آشنایان و بستگانمان ، از هم گسیخته نشود . حکیم ارد بزرگ
اوحدی
دل مست و دیده مست و تن بیقرار مست
جانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟
تلخست کام ما ز ستیز تو، ای فلک
ما را شبی بر آن لب شیرین گمار، مست
یک شب صبح کرده بنالم بر آسمان
با سوز دل ز دست تو، ای روزگار، مست
ای باد صبح، راز دل لاله عرضه دار
روزی که باشد آن بت سوسن عذار مست
از درد هجر و رنج خمارش خبر دهم
گر در شوم شبی به شبستان یار مست
سر در سرش کنم به وفا، گر به خلوتی
در چنگم اوفتد سر زلف نگار، مست
لب برنگیرم از لب یار کناره گیر
گر گیرمش به کام دل اندر کنار، مست
یکسو نهم رعونت و در پایش اوفتم
روزی اگر ببینمش اندر کنار، مست
میخانه هست، از آن چه تفاوت که زاهدان
سخنان زیبا ، سخنان عاشقانه ، سخنان حکیمانه ، سخنان آموزندهما را به خانقاه ندادند بار مست؟
ما را تو پنج بار به مسجد کجا بری؟
اکنون که میشویم به روزی سه بار مست
از ما مدار چشم سلامت، که در جهان
جز بهر کار عشق نیاید به کار مست
ای اوحدی، گرت هوس جنگ و فتنه نیست
ما رای به کوی لالهرخان در میآرمست
روی تو، که قبلهٔ جهانست
از دیدهٔ من چرا نهانست؟
جایی بجز از درت ندارم
گر درنگری، بجای آنست
در دل زدهای تو آتش عشق
وین آه، که میزنم، دخانست
دل یاد تو در ضمیر دارد
جملات زیبا ، جملات عاشقانه زیبا ، جملات سنگین ، جملات حکیمانه
آن نیست که بر سر زبانست
این سر، که به عاشقی سبک شد
بیروی تو بر تنم گرانست
وصل تو بدین ودل خریدم
جملات ناب ، جملات زیبا و عاشقانه ، جمله سنگینگر سود کنیم و گر زیانست
یک بوسه اگر به جان فروشی
منت مینه، که رایگانست
با من تن لاغر و دل تنگ
از عشق تو کمترین نشانست
مار را ز غم تو اوحدی وار
جان بر کف و خرقه در میانست
حسن خوبان عزیز چندانست
که رخ یوسفم به زندانست
باش، تا او به تخت مصر آید
که بخندد لبی که خندانست
مجله موفقیتبگذارد ز دل زلیخا را
گر چه مانند سنگ و سندانست
گر چه باشد به شهر او راهت
مرو آنجا، که شهر بندانست
آن یکی را، که وصف میگویم
انجمن حکمت و فلسفه ایرانیانگر ببینی هزار چندانست
یاد آن زلف و یاد آن رخسار
داروی جان دردمندانست
طلب او ز ما کنید، که او
محمد مصدقبعد ازین همنشین رندانست
مپسند آبروی خویش، که دوست
دشمن خویشتن پسندانست
از لب دیگری حدیث مگوی
کاوحدی را لبش بد ندانست
6-